اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
98
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
سنة [ 1 ] تفرق جموعكم و تبكى عيونكم و تدخل الفقر بيوتكم و ستذكرون ما اقول لكم عن قليل و لا يبعد الله الا من ظلم ، « از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد چه من عنقريب كشته مىشوم ، پس بدبختترين امت را چه بازمىدارد كه آن را به خون بالايش رنگين كند . بخدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد ، درباره چيزى ميان خود و قيامت از من پرسش نمىكنيد و نه از گروهى كه صد نفر را گمراه كند يا صد نفر را هدايت نمايد مگر آنكه شما را از فرياد زننده و جلودار و راننده اش تا روز قيامت خبر دهم ، همانا علم قرآن را نمىداند مگر كسى كه مزه اش را بچشد و ندانسته خود را بدانش بداند و عمل خود را ببيند و از كرى به شنوايى آيد و بان جايگاه خود را دريابد و اگر مرد بدان زنده گردد پس بان خشنودى خدا را دريابد ، آن را نزد اهلش بجوئيد چه آنان در خانه زندگى و آرامگاه قرآن و فرودگاه فرشتگان و اهل دانشند ، همانانكه شما را عملشان از علمشان و ظاهرشان از باطنشان خبر مىدهد ، ايشانند كه با حق مخالفت نمىورزند و در آن اختلاف نمىكنند ، درباره ايشان از خدا حكمى صادق گذشته است و در - اين يادآورى است براى يادآرندگان - آگاه باشيد كه به زودى پس از من بخوارى فراگيرنده و شمشير كشنده و استبداد زشتى كه ستمكاران آن را بر شما سنتى قرار دهند ، برخورد كنيد ، انجمنهاى شما را پراكنده سازد و چشمهاى شما را بگرياند و نادارى را به خانه هاى شما در آورد و به زودى آنچه را بشما مىگويم به ياد آريد و خدا نراند مگر كسى را كه ستم كند » . معاوية بن ابى سفيان عمرو بن عاص را بر حسب شرطى كه با او كرده بود بر سر مصر فرستاد و در سال 38 بانجا رسيد و لشكرى عظيم از شاميان همراه داشت ، بر دمشقيان يزيد بن اسد بجلى ، و بر مردم فلسطين شمير خثعمى ، و بر اهل اردن